شنبه بیستم بهمن 1386
...
مرد ِ شاعر ، عاشق ِ لیلا نبود
یعنی اصلا" فکر این کارا نبود
طفلکی لیلا فقط یک اسم داشت
در غبار ِ نام ِ خود پیدا نبود
مرد شاعر از سرشب تا سحر،
شعرمی گفت وخودش اینجا نبود
گاه توی انجمنها می نشست
هرکجا او بود ، اصلا" جا نبود
با کت و شلوار شیکش روی هم
اهل ِ اطوار و قر و اینها نبود
قد ِ او با هیکلش تطبیق داشت
طول شلوارش به این پهنا نبود
طبق آمار و شواهد ، هیچوقت
پاچه ی شلوار او بالا نبود
ژل فقط روی سبیلش می نشست
بر سرش یک تار مو پیدا نبود
مدرک تحصیلی اش را بی خیال
اعتبار او به این چیزا نبود
با وجود ِ اینهمه ذوق و هنر ،
طفلکی در حوزه ، استثنا نبود
روزگارش با گلایل می گذشت
یاد ِ عطر نرگس و مینا نبود
شاعر محبوب دخترها ، خودش
صاحب ِ محبوبه ای زیبا نبود
کل ِ لیلاهای ما مجنون شدند
مرد شاعر توی این باغا نبود
توی هر کفشش فقط یک لنگه پا
هیچ ریگی از تن صحرا نبود
رفت یک روزوخودش هم شعرشد
چون شبیه ِ شاعران ِ ما نبود !!

