اتیکت
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
خوش به حالم !!
هركسي را بهر ِ كاری ساختند !
من ولي علاف و بی حاصل شدم
بس كه بازی با دل من كرده اند ،
سخت مثل ِ بازی پازل شدم !
راست بودم ، منتها ديدم بد است
چپ نه يك خورده فقط مايل شدم!
بعد از آن برنامه ی اكشن ، يهو
عاشق ِ اين طفلكی عادل شدم !
مدتي هم رفته بودم يللي
چند وقتي عاطل و باطل شدم
مدتي از فرط بيكاری عجيب ،
عاشق رندان و اين محفل شدم
دوست با استاد احمد ، صادقی
با نسيم و بانی و فاضل شدم
بعد عمری شاعری يك روزصبح
در پی يك معجزه عاقل شدم !
جو گرفتم ، ناگهان چرخی زدم
روي دفترهای شعرم ول شدم !
آخر اين ماجرا خوش بود و من ،
بنده ی الطاف ِ ناقابل شدم !!
توي اين قحط الرجال از بخت خوش
من عروسی كردم و كامل شدم !
خانه دارم ! بچه داري مي كنم !
خوش به حالم عاقبت شاغل شدم !!
نوشته شده توسط ناهید نوری
در | لینک ثابت
•

