اتیکت
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
هر کس به طریقی !
فنجان من امروز به اندازه ی فیل است !
این قاعده ی چایی یک ترک اصیل است !
در عکس قشنگی که لب طاقچه داریم
من نیستم و دست پدر دسته ی بیل است !
من ارث نبردم ز پدر مردی و رندی
میراث من از مردی او موی و سبیل است !
فرزند نبر دست به هر آب گل آلود
سهم تو از این کار قبیحانه زگیل است !
هرکس به طریقی بد و بیراه به ما گفت
ما دوست نداریم بگوییم ، ثقیل است !
آن چیز که بین من و تو فاصله انداخت
افسوس نفهمیدی و دیدیم که دیل * است !
از لطف تو و مشت شما بود که چندی ست
در صورت من بینی ام اینقدر شکیل است !
افسوس که من مزدوجم ، حیف شد آخر
یک خواستگار آمده ، بسیار وکیل است !
این قافیه ی سخت که افتاده در این بین
چنبر زده بر ذوق من و خار مغیل است !
بگذار که با چای خودم حال کنم چون
حالی که به من می دهد این چای ، طویل است !!
* دیل : زبان
نوشته شده توسط ناهید نوری
در | لینک ثابت
•

