اتیکت
سه شنبه پنجم خرداد 1388
بخت اگر یاری کند ...
من به مهمانی یاران می روم
با لباس شیک مرجان می روم
چادرم را می گذارم توی کیف
در پی تحصیل ِ ایمان می روم
کاشکی مادر نبیند روی من
چونکه با مویی پریشان می روم
بی خطر تا طی شود امروز هم
می دوم از زیر قرآن می روم
وقتهایی که پدر در خانه است
دزدکی از توی ایوان می روم
طفلکی مادر نمی پرسد چرا
اینهمه پیدا و پنهان می روم !
از محل تا رد شوم بق می کنم
تا سرکوچه ، شتابان می روم
بعد از آن دروازه ها وا می شوند
من به آغوش خیابان می روم
مقصدم این بار نزدیک قم است
دفعه ی بعدی لویزان می روم
بخت اگر یاری کند ، این بار هم
با سمند ِ زرد ِ احسان می روم
فکر ِ بد در موردم اصلا" نکن
من به مهمانی نسوان می روم !
نوشته شده توسط ناهید نوری
در | لینک ثابت
•

