اتیکت
یکشنبه چهاردهم تیر 1388
در ستایش دروغ !
ای جواز رفت و آمدهای من
موجب ِ امنیت ِ دنیای من
ای که با تو بی خیالم می شوند
اهل منزل ، مادر و بابای من
برگه ی ترخیص من از غم تویی
باعث ِ حیثیت ِ آدم تویی
تو به من دیوار ِ حاشا داده ای
راه ِ در رو توی دعوا داده ای !
هر زمان از عشق می گویم سخن
بوی تو پیچیده در حرفای من !
مثل آچار ِ فرانسه در دهان
پیچشی دادی به انواع زبان !
ریگ کفشم با تو مخفی می شود
صاحب یک جای مکفی می شود !
تو مددکار ِ تمام عالمی !
تو برای اینهمه آدم ، کمی !
افتخار ِ من از آدم بودنی
بر تنم زیباترین پیراهنی
با سیاست بازها هم خانه ای
تو نه مستاجر که صاحبخانه ای !
ای دروغ ، ای مادر ثانی من
پوشش ِ افعال ِ شیطانی من !
تو کلید ِ قفلهای بسته ای
تو خودت یک بسته ی در بسته ای
برقرار و مستدام و زنده ای
تا ابد یک حرکت سازنده ای !
نوشته شده توسط ناهید نوری
در | لینک ثابت
•

