شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
این خطای دید نیست !
همسرم این روزها در کابل است
در خیالش ساکن استانبول است !
کفترِ جلدِ فضای خانه ام ،
فکر کرده بعد ازاین قرقاول است!
پیش من یا مادرم بق می کند
پیش زنهای محله بلبل است !
از همان روزی که دنیا آمده ،
بند تنبانش همینجوری شل است !
نه عزیزم این خطای دید نیست
صورتش تهران دماغش بابل است !
نه غلط شد ، باید اصلاحش کنم
صورتش تهران دماغش آمل است !
عاشق انواع ریش و پشم و سیخ
عاشق انواع مو و کاکل است
تازگی پیکان خریده ، طفلکی
جای خر این روزها پشت رل است !
عینک دودی زده ، تیتیش وار
منتها ذاتش عمیقا" امل است !
او سفیر گینه ی بیسائو نیست
کارمند ساده ی یک آغل است !
از نکات مثبت شخصیتش ،
اینکه می داند زنش خیلی گل است !
همسرم را در مثل آورده ام
او برای خلق این مضمون پُل است
او بلا نسبت در این دنیای بد
یک ماکت یا یک نمونه از کل است !
بنده گفتم سعی کن درکش کنی
تا نگویم : حیف خواننده خل است !

